سفارش تبلیغ
هاست ایران
هاست ایران
ـ در سفارش به هشام : مبادا که حکمت را فرو افکنی و آن را نزد نادانان بنهی . [امام کاظم علیه السلام]
کل بازدیدها:----691976---
بازدید امروز: ----47-----
بازدید دیروز: ----55-----
پایگاه اطلاع رسانی مباشر

 

نویسنده: موسی مباشری
یکشنبه 91/7/2 ساعت 3:30 عصر

سئوال 29

موضوع: مخالفت والدین باانتخاب و ازدواج فرزند وسرد شدن رابطه آنها

سلام خسته نباشید من جوانی هستم 27 ساله که 2 سال است ازدواج کردم ودر حال حاضر دارم پدر می شوم اما خانواده من به دلیل اینکه همسرم را دوست ندارند از همان ابتدای ازدواج با ما رابطه ندارند با اینکه همسر من بهشون احترام میذاره یه چند ماهیه که ماهم رابطمونو باشون قطع کردیم واقعا پدرو مادر من دلشون از سنگه .نه زنگی بمون می زنند نه سر بهمون می زنند .واقعا نمی دونم باید چه کار کنم همسرم خیلی از این مسئله رنج می بره شب ها می فهمم که نمی خوابه و فقط فکر می کنه با این که الان نزدیکه فرزندم به دنیا بیاد اما اصلا توجهی به این مسئله ندارند.تو اوج سختی زندگی مارو تنها گذاشتند.خواهش می کنم یه راهی پیش روی ما بذارید

پاسخ مشاور

      نسبت به موضوعی که با آن مواجهید به دید مسأله بنگرید نه مشکل؛ زیرا هنگامی که شما به چیزی عنوان مشکل می­دهید ،مقاومت روانیتان در مواجهه با آن کاهش یافته و ذهن انسان که برای دلیل تراشی در جهت منفی امور توانایی بیشتری دارد، دائم سعی می­کند به شما القاء نماید« اینکه با شما رابطه نددارن بخاطر همسرتان است و ...». در حالیکه اگر به نیکی بنگرید افراد زیادی را اطراف خود می­یابید که در این مسیر موفق عمل نموده اند.«مطمئن باشید با تلاش و کوشش، هر غیر ممکنی، ممکن می­شود».
شما ریشه اصلی را دوست نداشتن همسرتان بیان کردید اما واقعا چرا آنها نباید عروسشان را دوست داشته باشند؟آیا این ازدواج با رضایت آنها نبوده است؟چرا این ناراحتی بعد از دو سال همچنان وجود دارد؟شما برای رفع این مشکل چکاری انجام داده اید؟درواقع امر این است که اغلب این واکنشهای منفی بین عروس خانومها و مادرشوهرها، زمانی پدیدار می گردد که طرفین به دور از آینده نگری و عاری از بصیرت لازم، خواسته و ناخواسته، گرفتار افکار خودمدارانه و غرق در خودبینی ها، خودخواهی ها، وابستگی های نامعقول عاطفی و کششهای فزاینده روانی می شوند و به رضامندیهای شخصی و تأمین خواسته های خود اندیشیده، طرف مقابل را در موقعیت تضاد خواستها، دوگانگی ها و تعارضها قرار می دهند.یعنی مادر احساس می کند پسرش را که حالا دیگر برای خود مردی شده و همسری انتخاب کرده است، باز هم همان پسرک خردسال، نوجوان و جوانک سالها پیش می پندارد که در آغوش و کنارش پرورش یافته و غنچه های وجودش شکوفا شده است. همچنانکه ایثارگرانه همه مهر و محبت خویش را نثار راه رشد و کمال و سعادت فرزند می نماید، خود نیز به مهر و محبت او در هر شرایطی نیاز دارد و این نیاز به هنگام جدایی و تنهایی، ایام پریشانی و بیماری و بویژه دوران پیری و حمایت خواهی، بیش از پیش خود نمایی می کند. مادر که خود را تنها متولی، حامی و دلسوز پسر می دانسته و می داند، اینک با ازدواج پسر و همراه شدنش با همسری همگام و مونسی همدل به خود آمده، با نگاهی به ادامه راهی که پسر می خواهد بپیماید، خود را در کنار پسر و پسر را درکنار خود نمی بیند.از سوی دیگر، عروس خانم با دنیایی از آرزوها، آرمانها، رؤیاها و اندیشه ها و کوله باری از سفارشها و توصیه های خانواد? خود، پای به زندگی جدیدی گذارده است. می خواهد با همسر همدل و همراهش حیات پربرکت و پرتلاشی آغاز نماید. او سعادت، خوشبختی و آرامش زندگی مشترک را در گرو بذل محبت و تعلق خاطر متقابل می داند. او همه توجه و محبت، فکر و اندیشه و جاذبه همسر را برای خود می خواهد و دوست دارد با همه وجود در خانه دل همسر جاودانه جای بگیرد.در حقیقت هر دوی آنها به درستی فکر می نمایند اما اگر در خود را در موقعیت دیگری قرار دهند ممکن است این نوع تفکر تغییر نماید.عروس خانمها می توانند صمیمی ترین یار، بامحبت ترین دوست و باوفاترین فرزند برای مادر شوهرهای صبور خود باشند و مادر شوهرها نیز می توانند برای همیشه مادری مهربان، دلسوز و پرعطوفت برای عروس خانمهای فهیم و قدر شناس خویش باشند.
برای مدیریت رابطه بین مادر و همسرتان (و بواسطه آن، حل مسأله ارتباط شما با هریک از ایشان) توجه دائم به چند نکته ضروری است:

1-    سعی نمایید شما این رابطه را برقرار نمایید حتی بصورت یکطرفه.اما در ایجاد تغییر ناگهانی در تصمیم و رفتار مادرتان نسبت به همسرتان و بالعکس نداشته باشید؛ زیرا برخوردهای تند و عجولانه نه تنها ممکن است هر یک از آنها را به سوی مخالفت بکشاند، بلکه ممکن است ناسازگاری را در آنها به صورت لجاجت آمیزی تشدید نماید.

2-    به طور کلّی نقش شما در کنار آمدن مادر و همسرتان با یکدیگر، می­تواند بسیار تأثیرگذار باشد. یادتان باشد که در هر رابطه خوب و مناسب همه سختی‌ها آسان و در هر رابطه بد، هر مشکل کوچکی به بحرانی بزرگ مبدّل خواهد شد؛ لذا شایسته است از هرگونه اقدامی که به بهبود رابطه مادرتان با همسرتان و بالعکس منجر می­گردد، دریغ ننمایید. مثلاً زمانی که مادر خود را ملاقات می­نمایید از قول همسرتان از وی احوالپرسی نموده و بالعکس تا کم­کم فضای عاطفی مناسبی را در طرفین نسبت به همدیگر به وجود آورید. 3- به این نکته اعتقاد داشته باشید که در هر شرایطی می­توانید از زندگی در کنار یکدیگر لذّت ببرید، به شرط آنکه شیوه حل اختلاف را بلد بوده و مرزها را حفظ نمایید. به عنوان مثال ببینید چه چیزی باعث دلخوری مادرتان از همسرتان گردیده و چه برداشتی از وی دارد. مسلّم بدانید که با شناخت دلیل اصلی، بهتر خواهید توانست راهکارهای بهینه­سازی روابط آنها را در پیش بگیرید.
4- همسر باهوش و دوراندیش باید بداند که چگونه بین «شوهرخوب بودن برای زن» و یا «فرزند خوبی بودن برای خانواده­ » ، حد فاصل ایجاد کند. ایجاد تعادل در این کار مثل میله تعادل بندبازان به ظرافت خاصی نیاز دارد. قلق یادگیری این کار مشکل این است که همیشه به حرف­های طرف مقابل هم گوش کنید و سپس قضاوت کنید. برخی اوقات ممکن است هر دو طرف حقیقت را بگویند البته آن طور که خودشان فکر می­کنند. اینجاست که شما باید نقش خود را ایفاء نموده و سعی کنید هر یک از طرفین به نیمه پر لیوان نیز در برخورد با طرف مقابل بنگرد.
5- توجه نمایید در مواقع اینچنینی، ساده­ترین اشتباهی که ممکن است پسر خانواده انجام دهد این است که وارد مشاجره با هر یک از مادر و یا همسر خود به نفع یکی از آنها گردد و با حرمت‌شکنی، زندگی خود را سخت و رابطه‌­­ها را بد و بدتر و در نهایت به بحران تبدیل نموده و تا جایی پیش رود که احتمالاً رفتارها و کلام اهانت‌آمیزی بینشان رد و بدل گشته و از حس ارزشمندی آنها کاسته گردد. بهترین کار در این مواقع این است که در درجه اول به شیوه‌ای مسالمت‌آمیز مرز زندگی خود و همسرتان را با مادر خود مشخص کنید و به شیوه‌ای صحیح به طرفین بفهمانید که خط قرمز‌های روابط‌شان با شما کجاست. خیلی مؤدب و مهربان بدون اینکه از کوره دربروید، با کلام مناسب و واژه‌گزینی صحیح این مسأله را به همسر و مادرتان یادآور شوید که هر چند ممکن است آنها رابطه خوبی با یکدیگر نداشته باشند این مسأله باعث نمی­گردد که شما بخواهید بخاطر مادرتان از همسرتان و بالعکس بِبُرّید.

6- بدانید که شما حلقه اتصال و پیوند عاطفی بین مادر و همسر خویش هستید و بیشترین مسؤولیت را در تألیف قلوب و تنظیم حسن روابط برعهده دارید.لذا سعی نمایید رابطه عاطفی خویش را با مادر خویش بیشتر نمایید و همواره تلاش کنید دوستی و محبت همسرتان را نیز به طور مستقیم و غیر مستقیم نثار آنان نمایید.

7- با حسن تدبیر می توانید زدایند? آفتهای فکری و آسیبهای رفتاری بین مادر وهمسر خود باشید.

8- هرگز ضمن قدردانی و تمجید وجود گرامی همسر و اظهار محبت و دوستی نسبت به وی، از تعظیم و تکریم شخصیت بزرگوار و ارجمند مادر غافل نشوید.

9- هرگز ذره ای از کاستیها و نارساییهای زندگی مشترک و ضعفها و کوتاهیهای احتمالی همسر خویش را به خانواده مادری خود انتقال ندهید.
10-هرگز گله های احتمالی مادرتان را به همسرتان انتقال ندهید و در عوض، از تعریف و تمجید آنان نسبت به شخصیت خوب عروسشان سخن بگویید.
11-هرگز اجازه ندهید که فرصتی فراهم شود تا جمعی زبان به غیبت گشوده، شخصیت همسر یا خانواد? ایشان یا خانواده شما را مورد نقادی و تحقیر قرار دهند.

12-نسبت به صله ارحام از خویشاوندان خود و همسرتان، اهتمام داشته باشید که باعث نشاط و برکت در زندگی و عمر خواهد بود.
13-در صورت به وجود آمدن هر گونه سوء تفاهم و سوء برداشت، در نخستین فرصت ممکن به حل و فصل آن بپردازید تا به فرآیندى مخرب و پیشرونده تبدیل نشود .

14- به هر طریق ممکن رفتارهاى مطلوب همسرو مادرتان را مورد توجه و تایید قرار دهید؛ به گونه‏اى که آنها بفهمد برایشان ارزش قائل هستید .
15- تشویق، تایید و بیان نکات مثبت، ‏به طور آشکار یا در جمع باشد و تذکر نکات منفى و انتقاد به طور محرمانه و در تنهایى صورت گیرد.
16-در روابط کلامى، عاطفى، اقدام‏ها و تصمیم‏گیرى‏ها به افکار و خواسته‏هاى هردو توجه کنید.

 17- از هردو بخواهید همیشه، در رویارویى با مسائل و مشکلات خانوادگى، خود را در وضعیت طرف مقابل قرار دهید و با قبول مسؤولیت‏ خود و شناخت انتظارات متقابل به حل و فصل اختلافات روى آورند .
18- هردو را تشویق نمایید با یادآورى برخى ایام زندگی طرف مقابل مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و نظایر آن و دادن هدیه‏هایى هر چند کوچک (مثل یک شاخه گل) به طور نمادین یا سمبلیک عشق و علاقه خود را به دیگری اعلام کنند.

نکته پایانی

 سعی نمایید این نکته را در زندگی خود عملی سازید که عروس و داماد با ازدواج پیوند جدیدی با خانواده طرف مقابل خود پیدا می کند و یکی از اعضای خانواده جدید می شود. و به معنای دقیق تر، بر خانواده های طرف مقابل فردی اضافه می شود. اگر چنین تصوری از ازدواج و پیوند خانواده ها داشته باشیم، در واقع پدر و مادر هر یک از زوجین، پدر و مادر دیگری نیز محسوب می شود رسم زیبایی بین برخی خانواده هاست که پدر و مادر همسر خود را به پدر و مادر،‌بابا و مامان یا به تعابیری شبیه آن نام می برند. و پیوند عاطفی خود را دو چندان می کنند.واقع امر هم چیزی جز این نیست. همان طور که در روایات نیز آمده است که هر انسانی 3 پدر و مادر دارد:

1. پدر و مادری که از آنها متولد شده است.
2. پدر و مادری که با ازدواج و رابطه سببی ارتباط پیدا می کند.
3. پدر و مادری که دانش و علم از او می آموزد یعنی کسانی که از نظر معنوی و علمی پدر یا مادر فرد محسوب می شوند
«أب ولدک، أب زوجک و أب علّمک»
پس آنها نیز از فرهنگ دینی ما پدر و مادر تلقی می شوند رعایت ادب و احترام و حقوقی که برای والدین حقیقی بیان شده است، نسبت به آنها نیز باید مورد توجه قرار گیرد. بنابراین اگر با این دید به آنها نگاه شود و روابط عاطفی و اجتماعی مناسب و در همان سطح باشد، تکلیف و وظیفه هر یک از زوجین در برابر خانواده دیگری روشن می شود.
پرسشگر گرامی موارد فوق، نکاتی ساده اما مهم را به شما یادآوری می کنند که با وجود ساده بودن نیاز به تمرین و صرف وقت دارند که ما امیدواریم شما نیز با رعایت آنها در زندگی اجتماعی و کارهای خود، به موفقیت های روزافزون دست یابید که ما مطمئن به موفق شدن شما هستیم.

 


    محل درج سئوال از مشاور -------(پاسخ سئوال پس از یک هفته روی سایت قرار می گیرد) ( )

  • لیست کل یادداشت های این سایت
  • سئوال 62 - ارتباط با مادر شوهر
    پرسشنامه ها
    رمز پیروزى مردان بزرگ
    تکنیک خاموشی
    مشاوره رهنما
    سئوال 61 : لجوج وخودرأی بودن همسر
    معرفی کتاب
    آموزش خانواده
    وقتی کسی را دوست دارید
    آیین همسرداری
    مشاوره اینترنتی
    مشاوره مجازی
    سخن روز
    [عناوین آرشیوشده]

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • parsiblog
  • درباره من

  • لوگوی سایت

  • پیوندهای روزانه

  • مطالب بایگانی شده

  • لوگوی دوستان من

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در سایت

  •  
    یاحق
    خدانگهدار